معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢
مِزاجُهُ مِنْ تَسْنيمٍ عَيْنَاً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ.» «١» آنها از شراب (طهور) زلال دست نخورده و سربستهاى سيراب مىشوند. مُهرى كه بر آن نهاده شده از مشك است؛ و در اين نعمتهاى بهشتى راغبان بايد بر يكديگر پيشى گيرند. اين شراب (طهور) آميخته با «تسنيم» است، همان چشمهاى كه مقرّبان از آن مىنوشند.
بهشت و افق فكرى بهشت و نعمتهاى آن هر چه توصيف شوند، براى بشر به درستى قابل درك نيست و حقيقت آن بالاتر از افق فكرى انسان است. در آيات فوق تصريح شده كه در بهشت نهرهايى از آب، شير، شراب و عسل جارى است و هر كدام از اين نوشيدنيها را توصيف كرده است. البته توصيفها بيشتر ناظر به نفى جهات نقص و عيب همين نوشيدنيها در دنياست مثلًا آب در اين دنيا ممكن است گل آلود باشد يا شير ترش و بدمزه گردد و ... اما در بهشت اين نوشيدنيها از اين عيوب مبرّاست ولى آيا حقيقت اين نوشيدنيها با اين بيان به طور كامل روشن مىگردد؟ واقعيت آن است كه حقيقت نعمتهاى بهشتى را نمىتوان با الفاظ روزمره زندگى دنيا بيان كرد. اين الفاظ كوچكتر از آن هستند كه بتوانند ترسيم كننده كامل نعمتهاى بهشت باشند بلكه تنها تصويرى جذاب و دورنما از آن حقايق ارائه مىدهند. اين معنا در قرآن نيز مورد تصريح واقع شده است:
«هيچ كس نمىداند چه نعمتهايى چشم روشن كنى براى آنها نهفته شده، اين پاداش كارهايى است كه انجام مىدادند.» «٢» بعضى از مفسران كلمه «مثل» در اين آيه را به معناى اصلىاش حمل كردهاند نه به معناى وصف و گفتهاند منظور اين است كه بهشت برتر از آن است كه به وصف درآيد بلكه بايد با آوردن مَثَل آن را به اذهان نزديك كرد و تصوير و دورنمايى از آن ايجاد نمود. «٣»