تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٣٧
نو ارزيابى كرد. او از اين پاسخ، مفهومىبه نام «معنويتگرايى سياسى» ساخت كه هسته مركزى تحليلهاى او از انقلاب اسلامى را تشكيل مىداد. «١» همچنين، قانون اساسى، برخى از اهداف فرهنگى انقلاب اسلامى را در ابعاد مختلف به شرح زير بيان مىدارد:
١. رشد فضايل اخلاقى؛ ٢. افزايش سطح آگاهىهاى مردم؛ ٣. رشد توليد علم. «٢» اهداف سياسى قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، اهداف سياسى والايى را براى انقلاب اسلامى ترسيم كرده است كه برخى از آنها، عبارتاند از:
١. حفظ استقلال: به اين معنا كه كشور در تصميم سازى امور اساسى كشور تحت تأثير منافع اسلام و ايران عمل كند، نه منافع ابرقدرتها؛ ٢. گسترش مشاركت مردم: در تمامىتصميم سازىهاى مهم كشور؛ ٣. آزادى سالم: گسترش آزادىهاى سالم سياسى به شرط عدم توطئه، فتنه و فساد؛ ٥. ستمستيزى: نفى هرگونه ستمگرى، ستمكشى، سلطهگرى و سلطهپذيرى، در روابط دولت با ملت و اقشار مختلف ملت با يكديگر؛ ٦. امنيّت: حفظ امنيت داخلى و نفى تفتيش عقايد، سانسور و تجسس مگر به حكم قانون. «٣» اهداف اجتماعى قانون اساسى، قسمتى از اهداف اجتماعى انقلاب اسلامى را در ابعاد مختلف به شرح زير ترسيم كرده است: