تحليل انقلاب اسلامى - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٣٠
مقابله با خشونت ابرقدرتها در سالهاى شكلگيرى انقلاب اسلامى (١٣٤١- ١٣٥٧) نظام بينالملل از دو نوع خشونت ساختارى رنج مىبرد: نخست، خشونتى كه دو ابرقدرت زمان آمريكا و شوروى سابق عليه هم داشتند و گاه تا مرز تهديد به جنگ اتمىبا يكديگر پيش مىرفتند و ديگر، ستمى كه بر مجموعه كشورهاى وابسته به خود روا مىداشتند و منابع انسانى، زير زمينى و رو زمينى آنها را به بهايى اندك غارت مىكردند. نمونه بارز آن ايران پيش از انقلاب اسلامى بود كه توسط آمريكا غارت مىشد. يكى از مهمترين اهداف انقلاب اسلامى پايان دادن به اين وضعيت و ارائه راهى نو براى تعامل ميان كشورهاى جهان براساس عدالت اجتماعى بود. در حقيقت، ماهيت انقلاب اسلامى، ماهيتى انتقادى نسبت به وضع موجود بود. اين انقلاب، خود را موظف به مبارزه همه جانبه با استبداد و استعمار مىدانست و مىداند. رويارويى انقلاب اسلامى با رژيم شاه و آمريكا از اين طريق قابل تفسير است. «١» تاثير گسترده در كشورهاى اسلامى انقلاب اسلامى در سطح جهان اسلام قلبهاى بسيارى را جذب انديشههاى خود نموده است.
حامد الگار استاد مطالعات فارسى و اسلامى در دانشگاه كاليفرنيا در بركلى معتقد است:
موضوع انقلاب اسلامى ايران موضوعى است كه اهميت آن نيازى به تأكيد ندارد. با گذشت زمان، اهميت آن از اين هم روشن تر و به عنوان مهمترين و ژرفترين رخداد در كل تاريخ اسلامى مطرح خواهد شد. «٢» مرحوم كليم صديقى مدير موسسه اسلامى لندن، در نخستين سالهاى پيروزى انقلاب اسلامى چنين اظهارنظر كرده است:
از زمان انقلاب ايران، به شمارى از كشورهاى اسلامى سفر كردهام، ... مىتوانم به شما اطمينان خاطر بدهم كه مردم اين كشورها اگر مرزهاى ملى برداشته مىشد، و به امت اسلام بسان يك