زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٠ - امام در محراب شهادت
پس از وقوع اين جنايت، امام را به خانه بردند و ابن ملجم را به محضرش حاضر كردند. پس آنحضرت فرمود:
«جان در برابر جان. اگر من مُردم او را بكشيد چنان كه مرا كشت و اگر زنده ماندم خود درباره او تصميم مىگيرم».
آنگاه افزود:
«اى فرزندان عبدالمطّلب! مبادا شما را ببينم كه خون مسلمانان را مىريزيد و مىگوييد اميرمؤمنان كشته شد. هان كه نبايد جز قاتل من كس ديگرى كشته شود».
يكى از پزشكان كوفه موسوم به اثير بن عمر بن هانى بر بالين امام حاضر شد و پس از معاينه به آنحضرت گفت: اى اميرمؤمنان! وصيّت كن كه دشمن خدا ضربتش را تا مغزت رسانيده است.
اصبغ بن نباته نقل مىكند: خدمت اميرمؤمنان رسيدم. او تكيه داده و بر سرش دستار زردى پيچيده بود. لكّههاى خون از دستار به بيرون نفوذ كرده بود چهره آنحضرت به زردى مىزد به گونهاى كه معلوم نبود سيماى آنحضرتزردتر است يا عمامهاش؟ پس خم شدم واو را بوسيدم وگريستم. امام به من فرمود: اصبغ! گريه مكن كه جزاى اين به خدا بهشت است.
عرض كردم: فدايت شوم من نيك مىدانم كه تو به بهشت خواهى رفت امّا از اين كه تو را از دست مىدهم، مىگريم. [١]
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ج ٢، ص ٢٥٥.