زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٢ - سخنان جاويدان
سورهاى خواند كه مسلمانان تا آن هنگام آن را نشنيده بودند. اين سوره چنين بود:
«سوگند به اسبانى كه نفسهايشان به شماره افتاد و در تاختن از سمّ ستوران بر سنگ آتش افروختند و تا صبحگاهان دشمنان را به غارت گرفتند و گرد و غبار برانگيختند و سپاه دشمن را درميان گرفتند و ...» [١]
چون مسلمانان از پيامبر درباره اين سوره پرسيدند، آنحضرت فرمود:
«على بر دشمنان خدا چيره گشت و جبرئيل خبر پيروزى او را در اين شب به من داد». [٢] چون على به مدينه بازگشت، پيامبر صلى الله عليه و آله همراه با ديگر مسلمانان به پيشوازش آمدند. على به احترام پيامبر از اسب پياده شد امّا پيامبر به او فرمود: سوار شو كه خدا و رسولش هر دو از تو خشنودند. آنگاه فرمود:
«اگر نمىترسيدم كه گروههايى از امّتم درباره تو چيزى را بگويند كه مسيحيان درباره عيسى گفتند، هرآينه سخنى در حق تو مىگفتم كه بر مردم نمىگذشتى مگر آن كه خاك زير پايت را بر مىگرفتند».
امام على عليه السلام بدين گونه براى اسلام مانند شمشيرى بود كه هيچگاه كُند نمىشد. رسول خدا صلى الله عليه و آله هرجا كه خطرى متوجّه رسالت مىديد او را مأموريت مىداد. همچنين بر حسب اخبار و روايات، على از جانب
[١] - سوره عاديات، آيه ٥- ١.
[٢] - سيرة الأئمّة، ٢٦٤- ٢٦٣، به نقل از مجمع البيان از امام صادق عليه السلام.