زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٢ - جوان خجسته
گشوده خواهد شد.
زمانى بر دعوت اسلام گذشت و على بر راه راست و استوار خود همچنان استقامت مىكرد و دربرابر فشارها و سختيها صبر مىكرد و شخصيّت ارزشمند او شكل مىگرفت. آنگاه مردان ديگرى كه هيچ سوداگرى و خريد و فروشى آنان را از ياد پروردگارشان باز نمىداشت، بدين دعوت گراييدند. هنگامى كه پيامبر، ياران خود را به هجرت به سوى حبشه فرمان داد و جعفر، برادر على عليه السلام، را به فرماندهى آنان گماشت قيامتى در قريش برپا شد. قريشى كه دشمنى خود را به حساب نيرومندى و خوش فكرى خويش مىگذاشتند. آنان درمقابل اين تصميم پيامبر، روشى پيش گرفتند كه از آنچه درگذشته به كار مىبردند دشمنانهتر و سختتر بود.
قريش درپى اين نظر كه بنى هاشم را از نظام حاكم اجتماعى طرد كنند، تصميم گرفتند آنان را در محاصره قرار دهند. امّا پيمان نامهاى كه در اين باره نوشته بودند، از ميان رفت. براساس مفاد اين پيمان نامه هيچ كس اجازه نداشت، با پيامبر و ديگر فرزندان هاشم و در رأس آنان رئيس و سرورشان ابوطالب رفت و آمد و معامله كند.
ابوطالب خاندانش را در محلى- كه به شِعب ابوطالب معروف بود- جمع كرد و با تمام نيرو و توان از آنان حمايت نمود. اين خود فرصت مناسب و ارزشمندى بود براى امام على عليه السلام كه از سر چشمه فياض پيامبر سيراب گردد و از وى مكارم و فضايل و معارف والايى فرا بگيرد.