زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٣ - ياران پيامبر حاميان امام
شما و برگزيدگانتان خوب مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«خلافت پس از من براى على و سپس براى فرزندانم حسن و حسين و پس از آن دو براى پاكان از نسل من مىباشد».
شما سخن پيامبرتان را به كنارى نهاديد و پيمانى را كه با شما بست، به فراموشى سپرديد.
از دنياى فانى پيروى كرديد و سراى باقى آخرت را كه جوانانش پير و نعمتهايش نابود نمىشوند و شاديهاى آن به حزن و اندوه گرفتار نمىآيند و هيچگاه نمىميرند، در برابر دنيايى حقير و بىارزش و فناپذير فروختيد.
مردمان پيش از شما نيز چنين بودند. آنان هم پس از پيامبرانشان كافر شدند و به قهقرا بازگشتند و تغيير دادند و دگرگون ساختند و به اختلاف افتادند.
اينك شما نيز كاملًا مانند ايشان رفتار كرديد و بىدرنگ ثمره اين كار خود را خواهيد چشيد و بدانچه خود كردهايد، مجازات مىشويد. و خدا هرگز به بندگانش ستم روا نخواهد داشت.
سپس مقداد بن اسود برخاست و گفت:
ابوبكر! از ستم خويش بازگرد و به سوى پروردگارت توبه كن. برو در خانهات بنشين و بر خطايى كه از تو سرزده اشك ندامت بريز، و خلافت را به كسى واگذار كه او بدان از تو سزاوارتر است. تو خوب از پيمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى او در گردنت نهاد، آگاهى دارى و مىدانى كه پيامبر تو را فرمان داد كه تحت فرمان اسامة بن زيد باشى و او هم فرمانده تو