زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٣ - صفّين فرازى حسّاس
اسلام و انتقامجويان و تفالههاى دوران گذشته را عليه امام بسيج كرد و تمام كسانى كه چشم طمع به حكومت اسلامى داشتند و نيز زر دوستان پولدار به آنان پيوستند. معاويه مقر خود را در شام قرار داده بود. وى پس از مرگ برادرش، يزيد بن ابىسفيان، فرمانده سپاهيان شام از سوى عمر به ولايت شام منصوب شده بود. هدف عمر از اين اقدام چيزى جز جلب رضايت بنى اميّه نبود و بنى اميّه قدرت سياسى و نظامى به شمار مىآمدند كه بيشتر دست در دست هم داشتند و مشغول توطئه عليه دين خدا بودند.
سران حزب اموى بر اين گمان بودند كه شام مُلك خالص آنان و تا ابد در اختيار ايشان است بنابراين تمام نيروهاى نظامى خود را در آن ديار متمركز ساختند. آنان تصور نمىكردند كه هيچ حاكمى روزى به خود جرأت دهد و ولايت شام را از آنان باز پس گيرد. حتّى دوّمين خليفه نيرومند، عمر، از آنچه در شام مىگذشت چشم مىپوشيد. او در خصوص پاگيرى و تقويّت حزبى مخالف با اسلام سهل انگارى به خرج مىداد و همواره شام را از قوانين سخت و خشن خود معاف مىكرد. در زمانى كه عمر قوانينى از قبيل «از كجا آوردهاى؟» براى مقابله با ثروت اندوزى كه حاكمان جديد به دامان آن گرفتار شده بودند وضع كرده بود و حتّى كسى همچون ابو هريره هم نتوانست از آن قانون قاطع رهايى يابد و ناچار شد بسيارى از اموال خود را كه در بحرين گرد آورده بود، به خاطر اجراى اين قانون از دست دهد. در همين حال كه عمر اين قوانين را با شدّت دنبال مىكرد، معاويه و حزب اموى او كه شالوده سلطنت منفور خود را در شام