زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٥ - ياران پيامبر حاميان امام
تو خوب آگاهى و يقين دارى كه خلافت پس از رسول خدا از آنِ على بن ابى طالب است. پس آنچه را كه خداوند خود براى او مقرّر داشته، به وى تسليم كن كه اين كار تكميل كننده پرهيزگارى تو و سبك كننده گناه توست. بهخدا سوگند تو را نصيحت كردم اگر پند مرا پذيرا باشى. و عاقبت تمام امور به خداوند بازگشت مىكند.
سپس «بريده اسلمى» [١] برخاست و گفت: انّا للَّهِ وَانّا الَيْهِ راجِعُونَ.
-
١- بريده بن حصيب الاسلمى ابوساسان و ابوعبداللَّه صاحب خاندانى بزرگ در ميان قومش بود. پيامبر صلى الله عليه و آله در حال هجرت با وى برخورد كرد. در اين هنگام بريده و همراهانش كه شمار آنها به هشتاد خانوار مىرسيد، به اسلام گرويدند و نماز عشاء را در پشت سر رسول خدا صلى الله عليه و آله به جاى آوردند. سپس بريده پس از غزوه احُد به خدمت رسول اكرم صلى الله عليه و آله رسيد و از آن پس در تمام نبردها همراه و همگام پيامبر بود. آنحضرت نيز وى را به عنوان عامل جمعآورى صدقات قومش گماشت. روايت شده كه چون بريده از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله خبردار شد، پرچم خود را برگرفت و آن را بر سر درِ خانه امير مؤمنان عليه السلام نصب كرد. عمر از او پرسيد: مردم همگى بر بيعت با ابوبكر اتفاق كردهاند چرا تو با آنان مخالفت مىكنى؟! بريده پاسخ داد: من جز با صاحب اين خانه بيعت نمىكنم.
امّا حديث مربوط به تسليم شدن بريده در مقابل امارت على بن ابى طالب عليه السلام را علّامه مرعشى در ذيل الاحقاق از بسيارى از كتب روايى اهل سنّت نقل كرده است (ج ٤، ص ٢٧٥ به بعد).
امّا حديث خلافت را سيّد مرتضى علم الهدى در الشافى ص ٣٩٨ از ثقفى به اسناد خود از ابوسفيان بن فروه از پدرش نقل كرده است كه گفت: بريده آمد تا پرچمش را در وسط اسلم فرو كرد. آنگاه گفت: تن به بيعت نمىدهم مگر آنكه على بن ابى طالب بيعت كند. على بهاو گفت: اى بريده تو هم در آنچه مردم داخل شدهاند وارد شو، ل
[١]