زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٨ - نيرنگ به جاى شجاعت
جنگ به درازا انجاميد برخى از سُست عنصران در ميان سپاه امام عليه السلام سر برافراشتند. معاويه كه از دستيابى به هر وسيله ممكن براى رسيدن به پيرزوى ابايى نداشت، بخوبى پى برد كه چگونه مىتواند از فشارها و دشواريهايى كه در صفوف سپاهيان على عليه السلام يافت مىشد، بهرهبردارى كند. بيشتر سپاهيان امام از نظر آگاهى و بينش در اندازهاى نبودند كه بتوانند مبارزه ميان مكتب و جاهليّت را دريابند. كسانى كه تاريخ جنگ صفين را مىخوانند، از آنچه در آن جنگ پيش آمده، احساس اندوه مىكنند و از خود مىپرسند: چگونه معاويه توانست نيرنگ خويش را عملى كند؟ و چگونه امام نتوانست على رغم برخوردارى از ابّهت و بلاغت و نيروى معنوى و حضور دائم خويش در كنار هر حادثه و حتّى پيكارهايى كه خود مستقيماً در آنها شركت داشت توطئههاى مكارانه معاويه را خنثى كند؟!
روزى يكى از ياران آنحضرت، همين پرسش را مطرح كرد و گفت:
چگونه است كه ما تا كنون بر معاويه چيره نشدهايم؟ امام به او فرمود تا جلوتر بيايد آنگاه آهسته گفت:
«سپاه معاويه از وى فرمان مىبرند، امّا ياران من از گفتار من سر باز مىزدند».
خدا خود داند كه اين قلب بزرگ كه آكنده از عشق به مكتب بود، تا چه حد از جهل مسلمانان نسبت به اسلام و پراكندگى آنان از محور حق، رنج مىبرد.