زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٣ - فضايل امام و دشمنى معاويه
و درخشانى در خصوص مشروعيت جنگ با بنى اميّه ارائه دادند.
عمّار بن ياسر گفت: اى اميرمؤمنان! اگر نمىتوانى حتى يك روز هم بمانى ما را آماده ساز پيش از شعلهور شدن آتش آن فاسقان و اجتماع رأى آنان بر شكاف و تفرقه، و ايشان را به رستگارى و هدايت فرا بخوان. اگر پذيرفتند كه نيكبخت شدند و اگر جز جنگ با ما را نخواستند پس به خدا سوگند ريختن خون ايشان و تلاش در مبارزه با آنان نزديكى به خدا و كرامتى از سوى اوست. [١]
عدى بن حاتم نيز از زمينههاى قبلى بنى اميّه در جنگ عليه امام سخن راند و گفت: اگر اين جماعت خدا را مىخواستند و براى خدا كار مىكردند با ما مخالفت نمىكردند. امّا اين قوم براى فرار از رهبرى و عشق به برتر دانستن خود از مردم و بُخل و تنگ نظرى در حكومت خويش و ناخوش داشتن جدايى از دنيايى كه در دستشان است و به خاطر خشمى كه در دلهايشان دارند و كينهاى كه در سينههايشان موج مىزند، آن هم به خاطر حوادثى كه تو اى اميرمؤمنان در سالهاى گذشته براى آنان آفريدى و پدران و برادرانشان را از پاى در آوردى، به مخالفت با ما برخاستند.
آنگاه عدى روى به مردم كرد و گفت:
معاويه چگونه مىتواند با على بيعت كند. زيرا على، برادرش حنظله، و دايىاش وليد و جدش عتبه را در يك جنگ كشت. [٢]
اين يار بزرگوار امام سرشت اين جنگ را در چند كلمه خلاصه كرد.
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ٨٨.
[٢] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ٨٨.