زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٩ - جنگ جَمَل
و در پى پاداش هستيد. مىدانيد كه شما هماورد و كشنده آنانيد و خود را براى نيزه انداختن و شمشير زدن و مبارزه با همتايان خويش آماده كردهايد.
هر يك از شما كه خود را در برابر دشمن دليرتر ديد و از يكى از برادرانش سُستى و ضعف مشاهده كرد، بايد از آن برادرش كه شجاعت او، از او كمتر است، دفاع كند همان گونه كه از خويشتن دفاع مىكند زيرا اگر خدا خواسته بود او را نيز مانند همرزمش دلير و شجاع مىگردانيد». [١]
برخورد امام عليه السلام با پيمان شكنان همچون برخورد وى با كافران نبود.
بلكه آنحضرت اصحابش را از آغاز كردن جنگ بازداشت و پس از آنكه اصحاب جمل، اردوگاه امام را زير تيرهاى پياپى و بسيار خود گرفتند ياران وى به آنحضرت شكايت كرده، گفتند: اى اميرمؤمنان! اردوگاه ما پر از تيرهاى آنان است. امّا على عليه السلام به آنان اجازه مقابله نداد تا آنكه يكى از افراد خود را با قرآن به سوى سپاه بصريان فرستاد تا آنان را به حكميّت قرآن فرا خواند، امّا دشمنان او را كشتند. پس از اين ماجرا امام فرمان نبرد را صادر كرد.
جنگ سه روز ادامه يافت و ياران پيامبر، از مهاجران و انصار، قهرمانيهايى از خود نشان دادند كه در زمان پيامبر به سبب بروز چنان شجاعتهايى شهرت يافته بودند. آنان در لشكرى موسوم به «كتيبة الخضراء» جمع آمده بودند كه فرماندهى آن را مولا و امير آنان يعنى
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ٣٧.