زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٦ - جنگ جَمَل
٢- حال آنكه ما بوديم كه اين بلند مرتبگى را به تو داديم و گرنه تو خود مرتبهاى نداشتى و ما بوديم كه گرداگرد تو اسبان كوتاه مو و نيزهها را فراهم آورديم. [١]
بدينسان قريشى كه همواره رؤياى حكومت عرب را در سر مىپروراند هم به دين تظاهر كرد و هم جنگى عليه آن به راه انداخت و نيروى ويرانگر خويش را در اين راه كاملًا به كار گرفت و از ضعف خليفه سوّم استفاده كرد و برخى از ياران پيامبر و مناديان دعوت آنحضرت را فريفت و آتش طمع آنان نسبت به خلافت بر مسلمانان را شعله ور ساخت.
كسانى كه جذب نيرنگ قريش شدند، در واقع فاقد بينشى روشن در باره شناخت جريانات آن دوره بودند.
طلحه كه توقع داشت پس از خليفه دوّم به خلافت برسد بصريان را بر ضدّ عثمان مى شورانيد و آنان را به كشتن عثمان تشويق مى كرد. او خود به بصره آمد و منادى اش بانگ زد: هر كس، شخصى از جنگجويان را در اختيار دارد بايد او را به ما تحويل دهد. پس چون جنگجويان را به دست ايشان سپردند، همه آنها را از دم تيغ گذراند و جز شمار اندكى از آنان از اين حادثه جان سالم به در نبردند. [٢]
آرى اين همان طلحه است كه تا ديروز آنان را رهبرى مىكرد و امروز در جناح مقابل آنان قرار گرفته است و آنها را مىكشد! آيا براستى اين
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ٢٤.
[٢] - همان مأخذ، ص ٣١.