زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤١ - مبارزه عمّار بن ياسر
را بر زبان آورد:
- ما بر سر تنزيل قرآن با شما جنگيديم و امروز به خاطر تأويل آن مىجنگيم.
عمّار، بسيار تشنه بود. آب خواست. زنى قدحى از شير مخلوط با آب برايش آورد. چون قدح را تا زير دندانهايش بالا برد، گفت: امروز دوستانم، محمّد صلى الله عليه و آله و حزبش، را ديدار مىكنم. به خدا سوگند اگر با ما بجنگند به طورى كه ما را تا بلنديهاى كوهها برانند ما همچنان يقين داريم كه بر حقّيم و ايشان بر باطلند. [١]
بدين سان اين جنگجوى سالخوردهاى كه از اوان جوانى به راه مكتب گام نهاد و از هيچ وظيفهاى كه بدو محّول شد، سرپيچى نكرد تا آنجا كه پيامبر او را تا سطح صديقان بالا برد، او در راه خدا از نكوهش ملامتگران باك نداشت و با چشمانى باز و گامهايى استوار در حالى كه پرونده درخشان نود سال زندگى خويش را در برداشت به استقبال شهادت رفت. چون عمّار به ميان ميدان كارزار رسيد دو تن از تبهكاران به نامهاى ابن العاديه عزارى و ابن جون بر وى يورش بردند و او را كشتند. با قتل عمّار، در حقيقت خداوند حجّت را بر شاميان تمام كرد. زيرا پيامبر اكرم فرموده بود:
«آخرين نوشيدنى تو كاسهاى از شير است و تو را گروه سركش (فئه باغيه) به قتل مىرسانند»
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ١٥٧.