زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٠ - جنگ جَمَل
و همچون زنى نباشيد كه رشته خود را پس از تابيدن محكم از هم گسست.
آيا مگر من برادر دينى شما نيستم كه شما خون مرا محترم شماريد و من نيز خونتان را محترم شمارم؟ پس آيا حادثه اى رخ داده كه شما ريختن خون مرا روا مى داريد؟!»
همچنين امام فرمود:
«در آن روز خداوند جزاى حق آنان را بدهد و آنان مى دانند كه خداوند حق و آشكار كننده است. اى طلحه! آيا تو خون عثمان را مطالبه مى كنى؟ خداوند كشندگان عثمان را لعنت كند. طلحه تو همسر رسول خدا را براى جنگ بيرون آورده اى در حالى كه همسر خويش را در خانه بگذاشتهاى! آيا مگر تو با من بيعت نكردى؟!» [١]
آنگاه امام برخى از مواضع زبير را در ركاب رسول خدا به ياد او آورد.
زبير از ميدان جنگ دورى گرفت. چون زبير راه مدينه را در پيش گرفت «ابن جربوز» به تعقيب وى پرداخت و او را كشت و شمشير او را براى امام آورد.
على عليه السلام شمشير زبير را گرفت و آن را در دست چرخاند و فرمود:
«چهدشواريها كه با اين شمشير از پيش روى رسول خدا برداشته شد».
ابن جربوز گفت: اى امير مؤمنان جايزه من در قبال اين كار چيست؟
آنحضرت فرمود از رسول خدا شنيدم كه مى فرمود:
«كشنده فرزند صفيه (زبير) را به آتش نويد بخش».
[١] - فى رحاب أئمّة اهل البيت، ص ٣٨.