زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٧ - نماهايى از جنگ صفين
نماهايى از جنگ صفين
پيكارها آغاز شد. ابتدا به شكل زد و خوردهايى جزيى در اطراف اردوگاههاى دو سپاه صورت مىپذيرفت. نيروها در اغلب موارد برابر بودند. امّا آنچه تفاوت مىداشت انگيزههاى دو طرف بود. در همان حالى كه عصبيتهاى جاهلى آتش جنگ را در ميان شاميان شعله ور مىساخت، روح ايمان، اصحاب امام را به جهاد و شهادت ترغيب مىكرد. اين عبدالرحمن بن خالد فرمانده سپاه شاميان است كه معاويه قول دخترش را نيز به او مىدهد، آنگاه وى به مبارزه با فرمانده سپاه امام عليه السلام يعنى عدى بن حاتم مىآيد و اين رجز را مىخواند:
- بگو به عدى كه دوره وعد و وعيد گذشت و من فرزند سيفاللَّه، خالد هستم
- و وليد، خالد را زينت مىدهد پس براى ما و شما از اين جنگ گريز گاهى نيست، باز گرديد.
ملاحظه مىكنيد كه فرمانده سپاه شاميان چگونه به نسب خود مباهات مىكند با ديدن چنين رجزهايى خاطرات دوران جاهليّت در ذهن ما جان مىگيرد كه چگونه افراد به پدران و خانوداههاى خود افتخار مىكردند. در مقابل، عدى بن حاتم هم رجز مىخواند. امّا انگيزههاى ايمانى او در اين رجز جنگى كاملًا مشهود و چشمگير است:
- خدايم را اميد دارم و از گناهم مىترسم و هيچ چيز چون عفو