زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٢ - عشق به خدا برتر از هر پيوند
لشكرگاه دشمن در بند گرفتار شده بود، ديد امّا اعتنايى به او نكرد. عقيل بانگ برداشت كه:
اى على تو مرا ديدى امّا به عمد روى از من برگرداندى.
پس على به سوى پيامبر رفت و گفت:
«اى رسول خدا درباره ابويزيد (عقيل) كه دستانش را با بند به گردنش بستهاند چه اجازهاى مىدهيد؟»
پيامبر فرمود:
«او را به سوى ما آر». [١]
موضع آنحضرت در برابر خواهرش امهانى در روز فتح مكّه نيز چنين بود. چنان كه تاريخ مىگويد امهانى شمارى از مردان قريش را در خانه خويش پناه داده بود. امّا امام تا زمانى كه پيامبر پناهندگى آن عدّه را تأييد و امضا نكرده بود، نپذيرفت. [٢]
از اينجاست كه آنحضرت هموارهدر مكانى بالاتراز عوامل و نيروهاى فشار سير مىكرد و مردم نيز بخوبى اين خصيصه او را دريافته بودند. از اين رو مصلحت طلبان و نيروهاى فشار اجتماعى بر ضدّ آنحضرت همدست شدند. حضرت فاطمه زهرا عليها السلام نيز به اين نكته در خطبهاى اشاره كرده و فرموده است:
«چه انگيزهاى است كه آنان از ابوالحسن به انتقامجويى پرداختند؟ به خدا آنان بهخاطر استوارى شمشيرش وثابت قدمى ودلاورى و
[١] - بحار الانوار، ج ٤١، ص ١٠.
[٢] - بحار الانوار، ج ٤١، ص ١٠.