زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٤ - عشق به خدا برتر از هر پيوند
و روزى خود در اين باره فرمود:
«معاويه از من زيركتر نيست. بلكه او خيانت روا مىدارد و مرتكب فجور مىشود و اگر خيانت و نيرنگ نكوهيده نبود، من خود زيركترين مردم بودم». [١]
تاريخ روايت مىكند كه تمام كسانى كه نخست از طرفداران امام بودند و سپس به معاويه پيوستند همگى از عدالت آنحضرت گريختند و به دوستى و هواخواهى معاويه متمايل شدند. اينان كسانى بودند كه در روزگار خليفه سوّم به ثروتهاى هنگفتى دست يافته و از حسابرسى على عليه السلام درباره ثروتهايشان هراسان بودند. اينان ثروتهاى مسلمانان را از بيت المال صاحب شده بودند و مىخواستند همه چيز از آنِ خود ايشان باشد. آنها تصوّر مىكردند كه جامعه اسلامى نيز همچون جامعه جاهلى است كه در آن قوى و عزيز، ضعيف و ذليل را ببلعد و اين شعار امام را آنان هيچ گاه نپسنديدند كه فرمود:
«ذليل نزد من عزيز است تا گاهى كه حق او را باز ستانم و قوى نزد من ضعيف است تا آن هنگام كه حقى را از او بگيرم». [٢]
اين عده، كسانى بودند كه گناهان سزاوار مجازات، مرتكب مىشدند.
كسانى كه همواره در پى يافتن تسامح در دين خدا بودند تا به وسيله آن بتوانند مرتكب برخى از گناهان، همچون برپا كردن محافل هرزگى
[١] - نهج البلاغة، خطبه ٢٠٠.
[٢] - همان مأخذ، خطبه ٣٧.