زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٩ - نيرنگ به جاى شجاعت
معاويه اين نكته را خوب مىدانست و از تلاشهاى مؤثر خويش بر روحيه سپاهيان امام و نيز ايجاد تفرقه در ميان آنان دريغ نمىورزيد. اگر تمام نيرنگهاى معاويه رنگ مىباخت، تنها كارگر افتادن يك حيله مىتوانست او را از اين گرداب رهايى بخشد و فرصت ديگرى براى پيگيرى توطئههاى پليدش، در اختيار او قرار دهد.
اينچنين بود كه معاويه اين بار درخواست صلح كرد و خواستار حكم قرار دادن قرآن شد.
در آغاز اين جنگ امام عليه السلام يكىاز جوانان انصار را برگزيد تا با قرآن به اردوگاه معاويه رود و ايشان را به حكميّت قرآن فرا خواند، امام به جوان نويد شهادت در راه خدا را داد و بهشت را برايش تضمين كرد. جوان با شنيدناينمژده باشتاب در حالى كه قرآنى به دست گرفته بود به سوى سپاه معاويه روانه شد و از آنان خواست كه به حكم قرآن رضايت دهند. امّا شامياناورا تيرباران و شهيد كردند و قرآن در كنار پيكر بى جان اين جوان بر زمين افتاد.
اكنون معاويه كه خود را محكوم به شكست مىديد ولشكرش در برابر حملات امام و بويژه يورشهاى بى امان فرمانده سلحشور آن يعنى «مالك اشتر» كه فشار فزايندهاى بر سپاه شام وارد مىكرد، عقب نشسته بود با عمرو، مشاور مكّار معروف خويش، مشورت كرد و عمرو به او پيشنهاد كرد تا قرآنها را بر فراز نيزهها بالا برند. در پى اين پيشنهاد، سپاهيان معاويه چيزهايى شبيه قرآن را بر فراز نيزههاى خود بالا بردند وخواستار