زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٠ - فضايل امام و دشمنى معاويه
است. تو پنداشتهاى كه خطاى من در حق عثمان بيعت مرا از گردن تو برداشته است. حال آنكه به جان خودم من جز يكى از مهاجران نيستم هر جا كه آنان در آمدند من نيز با ايشان در آمدم و هر جا كه آنان رفتند من نيز با آنان رفتم. و خداوند هرگز اينان را بر گمراهى گرد نياورد و بر آنان مُهر كورى نكوبيد.
و بعد، تو را با عثمان چه كار! تو از تبار بنى اميّهاى و فرزندان عثمان به خونخواهى پدرشان از تو سزاوارترند. پس اگر خيال مىكنى كه تو در گرفتن انتقام خون پدرشان از ايشان نيرومندترى پس در حلقه طاعت من گام نِه آنگاه مردم را براى قضاوت سوى من بياور تا من تو و ايشان را به راه راست و آشكار رهنمايى كنم». [١]
بدين سان امام با معاويه اتمام حجّت كرد:
اولًا: مشروعيّت عمل وى ناشى از اجماع مهاجرين بوده كه هيچ گاه خداوند آنان را بر گمراهى گرد نياورده است.
ثانياً: فرزندان عثمان اولياى دم پدرشان به شمار مىآيند نه معاويه.
ثالثاً: راه خونخواهى مطرح كردن دعوا در نزد قوه قانونى است نه سرپيچى از آن به اسم خونخواهى.
امّا معاويه به اين حجتها وقعى نمىنهاد چرا كه او مىكوشيد عظمت از دست رفته روزگار جاهليّت بنى اميّه را اعاده كند دشمنان كينه توز اسلام و بقاياى دوران گذشته نزد او گرد آمدند ومعاويه رژيمى انتفاعى براى آنان
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ٧٩.