زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٨ - فضايل امام و دشمنى معاويه
هجرت كردى و نه از سابقه او در گرايش به اسلام برخوردارى و نه همچون او صحابى پيامبر بودى و جهاد كردى و نه از علم وفقه او بهرهمندى. به خدا سوگند، با اين وجود، او را حد و حدودى است و صاحب جاه و پيروزى و از طرف خداوند مورد امتحان و آزمايشهاى نيكو قرار گرفته. امّا اگر تو را در جنگ با على همراهى كردم براى من چه نصيبى قرار مىدهى كه تو خود مىدانى در اين كار چه دشواريها و خطرهايى نهفته است؟
معاويه گفت: هر چه توبخواهى. عمرو گفت: حكومت مصر را. معاويه با شنيدن خواسته عمرو لختى درنگ كرد و آنگاه گفت: من خوش ندارم كه اعراب درباره تو بگويند كه عمرو به خاطر دنيا خود را در اين جنگ داخل كرد. عمرو گفت: دست بردار!
بدين سان ميان معاويه و فرمانده دوران جاهليّت كه به اندازه تمام عرب در جنگ خبره بود، پيمان همكارى و همگامى منعقد شد.
پس از اتمام اين معامله كه نمودار سرشت حزب اموى بود، مروان يكى از رهبران امويّون در خشم شد و گفت: چرا همان گونه كه با عمرو معامله شد با من نمىشود؟ معاويه به وى پاسخ داد: اينگونه مردانبراى تو خريدارى مىشوند! [١]
در واقع معاويه بااين سخن به اين نكته اشاره كرد كه مروان خود جزيى از حزب اموى است و او در صدد باز گرداندن جلال و شكوه دوران جاهلى
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ٧٤.