يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٠ - عذاب ايمان نياوردن به آيات مبصرات
شده است.
«اغلال» به بندهايى گفته مىشود كه به گردن مجرمان مىبندند و بر دو گونه است: برخى باريك و برخى ديگر پهن مىباشد. غُلى كه پهن است، تمام گردن را در بر مىگيرد و به چانه فشار آورده، سربالا مىرود و انسان نمىتواند پايين را نگاه كند.
معناى ديگر اين است كه: «دستهايشان را با گردنهايشان بستهايم.»
امّا اين معنا چندان دلچسب نيست؛ به خاطر اينكه دست در آيه نيامده است؛ هر چند غالباً اين گونه است كه دست مجرمان را به گردنشان مىبندند. پس مفهوم اوّل درستتر به نظر مىرسد، كه بندها به قدرى پهن است كه چانه را نيز در بر مىگيرد.
«فَهُم مُقْمَحُون»
«مُقْمَح» شترى است كه سرش بالا باشد. بين ساربانها مرسوم است كه اگر شتر، كارى را نخواهد انجام دهد و يا راهى را نرود، سرش را بالا مىگيرد.
انسانهاى بىبهره از هدايت و مورد نظر آيه نيز چنين حال و روزى دارند. در ادامهى سوره، براى تجسّم وضعيّت نابهنجار اين انسانهايى كه با حالت ناآماده و نامتعادل ره مىسپرند، فضاسازى جالبى دارد. مىفرمايد:
اين جماعت رهگمكرده، راه مىروند؛ ولى سرشان بالاست. كسى كه سرش بالاست، راه را نمىبيند و اگر باز به حركت ادامه دهد، اغلب به ديوار و مانعى برمىخورد. وقتى سرش به سنگ مىخورد، شوكى به او وارد مىشود. دوباره به اعصابش مسلّط مىشود و تلاش مىكند باز گردد و خود را از بنبست برهاند و راه و روزن ديگرى بجويد. ولى:
«وَ جَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً».
و در پيش روى آنان سدّى قرار داديم، و در پشت سرشان سدى؛