يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٦٠ - كتاب شعور و نه شعر!
وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ.
ما هرگز شعر به او (/ پيامبر) نياموختيم، وشايسته او نيست (شاعر باشد). اين (كتاب آسمانى) فقط ذكر و قرآن مبين است.
خداى متعال خطاب به انسانها مىفرمايد:
اين دستوراتى كه در قالب كتابى به نام قرآن به پيامبر دادهام، شعر نيست؛ بلكه حرفهاى فطرى و وجدانى است كه هر انسان، با وجدانى پاك آن را درك مىكند. برخى به قرآن به ديدهى يك كتاب شعر زيبا مىنگريستند.
خداوند مىفرمايد: چنان نپنداريد كه قرآن همانند گلى خوشبو است كه به دست شما داده باشند تا آن را تزيين منازل و كارهاى خود كنيد؛ بلكه همانند دارويى خوشبو و معطّر است كه طبيبى چون خداى بزرگ آن را براى انسانها تجويز كرده تا دواى دردهايشان قرار دهند.
مناسب است كه نكتهاى تذكّر داده سپس بحث را ادامه بدهم. در روايات وارد شده كه خداى متعال به حضرت موسى عليه السلام فرمود:
يَا مُوسى احبِبْنى وَ حَبِّبنى الى خَلْقى؛
اى موسى مرا دوست بدار و بندگانم را به دوست داشتن من هدايت كن!
حضرت موسى گفت:
يَا رَبّ انكَ لَتَعْلَمُ أنّه ليسَ أحدٌ أحبُّ الىَّ منك، فكيف لى بقلوب العباد؟
اى خداى من، تو ميدانى كه تو را از همه چيز بيشتر دوست دارم؛ ولى چگونه مردم را به محبت تو هدايت كنم؟
خداوند فرمود:
فَذَكِّرهم نعمتى وآلائى [١]؛.
نعمتهاى مرا براى آنها يادآورى كن!
[١] -/ بحارالانوار، ج ١٣، ص ٣٥١، ح ٤٣، روايت از امام محمد باقر عليه السلام است.