يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٦ - دست كم يكدرميان غافل باشيد و بيدار!
اين سؤال براى پيغمبران مطرح بوده است:
«قال: انّى يُحيى هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها؟» [١]
او (با خود] گفت: چگونه خدا اهل اين ويرانهها را پس از مرگ زنده خواهد كرد؟
حضرت ابراهيم هم گفت:
«رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى» [٢]
خدايا به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مىكنى؟آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، يس اسماى حسناى الهى - قم، چاپ: اول، ١٣٨٩.
يس اسماى حسناى الهى ؛ ص١٥٦
ّت اين مشكل دو چيز بوده است:
١- بشر جاهل است. يا به كلّى نسبت به خدا جهل دارد و يا ممكن است با خدا آشنا هم باشد ولى از اسماى الهى بىخبر باشد.
٢- بشر غافل است. غفلت، طبعِ مگس را دارد؛ هر چه آن را از خود دور كنى، دوباره باز مىگردد.
جهل تا به يقين تبديل شود، كار مىخواهد. در روايت آمده است:
وَ الْيَقينُ خَطَراتٌ. [٣]
يقين موج آبى است؛ شعاعى است كه از جانب خدا مىآيد و به روح انسان خطور مىكند.
بسيار اتّفاق مىافتد كه انسان در حالت غفلت است. مؤمن است و يقين هم دارد؛ ولى غفلت او را فرا مىگيرد. امروز يقين دارد و فردا به گونهى ديگرى است و پس فردا به گونهاى ديگر! هر روز حالش دگرگون مىشود.
خيلى از آقايان اين مطلب را به بنده فرمودهاند:
«ما چه كنيم؟ گاهى مجلس ختمى، تشيع جنازهاى، رفتن به قبرستانى، خبر زلزلهاى و مواردى از اين دست، باعث مىشود در آن لحظه حالى پيدا كنيم؛/ بمعادانديش و مآلانديش/ شويم و دست و پايمان را براى رفتن جمع
[١] -/ بقره، ٢٥٩.
[٢] -/ بقره، ٢٦٠.
[٣] -/ المحاسن، ج ١ ص ٢٤٩، احمدبن محمد بن خالد البرقى، بحار، ج ٦٧ ص ١٧٨.
عن عبدالله بن سنان قال: سمعت اباعبدالله عليه السلام يقول: الايمان فى القلب و اليقين خطرات.