يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٠ - پيوند آيات قرآن به بحث امامت
مجرور است. بعد مثال مىزنيم: كَتَبْتُ بِالقَلمِ.
اين جمله مثالى است براى آن قاعدهى كلّى؛ و مشاهده مىكنيم كه «ب» در اين جمله، حرف جَر است و كلمهى «قلم» كه بعد از آن واقع شده، مجرور است.
حضرت حق نيز بعد از اينكه مىفرمايد:
«وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ» مىفرمايد: «وَ اضْرِبْ لَهُم مثَلًا!»
اى پيامبر گرامى! براى آنها، مثلى براى حقيقتى كه گفته شد، بيان فرما!
مثالش پيغمبرانى هستند كه از طرف حضرت عيسى عليه السلام به شهر «انطاكيه» فرستاده شدند.
پيوند آيات قرآن به بحث امامت
چرا ما اينقدر اصرار داريم كه هر چيزى را به «امامت» برگردانيم؟ و چرا اهلبيت عليهم السلام قرآن را اينچنين تفسير كردهاند؟ در چندين روايت، آشكارا «امامِ مبين» به حضرت علىّبن ابىطالب عليه السلام تفسير شده است.
در روايتى از حضرت باقر عليه السلام آمده است: هنگامى كه آيه ى: «وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ» نازل شد، دو نفر از حاضرين از جاى خود برخاسته و از رسول خدا سؤال كردند:
يا رسولاللَّه! اين «امام مبين»، تورات است؟ فرمودند:
-/ خير!
-/ انجيل است؟
-/ نه!
-/ قرآن است؟
-/ خير!
در اين حال حضرت على عليه السلام وارد شدند! پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: