يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٦ - استفاده از كلمهى«امام» به جاى«كتاب»
سر او حركت مىكند. صفت «مبين» هم به معناى بيانكننده و آشكاركننده است. كلمهى «مبين» اسم فاعل از ابانَ است و ابانَ فعلِ متعدّى است: بانَ فعل ثلاثى مجرّد و لازم است كه معنى «ظَهَر» مىدهد؛ يعنى آشكار شد. امّا «ابانَ» يعنى:
فَرَّقَ بَيْنَ شَىءٍ وَ شَىءٍ.
بين چيزى و چيز ديگر جدايى انداخت. آنها را به تفصيل و جداجدا بيان كرد.
وقتى گفته مىشود: «ابانَ» يعنى:
كلامى جداكننده به زبان جارى كرد و به تفصيل سخن گفت.
يا: كلامى به زبان رانْد به نيّت جدايى انداختن بين چيزهايى.
مفسّرين گفتهاند:
«امام» به معناى «لوح محفوظ» است.
به اين تفسير دو اشكال وارد است:
١- «لوح محفوظ» يعنى چه؟ كجاست؟ و چيست؟
٢- چرا مستقيماً از تعبير «لوح محفوظ» در آيه استفاده نشده است؟
بنابر اين نبايد چشمبسته اين تفسير را قبول كنيم كه مراد از «امام مبين» در اينجا «لوح محفوظ» است. بلكه به نظر مىرسد/ ب:/ «امام» در اين جا به همان معناى حقيقى خودش به كار رفته و منظور «شخصِ» راهبر و پيشرو است.
مؤيّدى هم بر اين نظر وجود دارد و آن آيهى بعدى [١٣] است كه مىفرمايد:
«وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا اصْحابَ الْقرْيَةِ اذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ»
و براى آنها اصحاب قريه (انطاكيه) را مثال بزن؛ هنگامى كه فرستادگان خدا به سوى آنان آمدند.
خداوند در اين آيه درصدد بيان «مثال» است. بيان «مثال» مخصوص جايى است كه ابتدا مطلبى بيان شده باشد؛ بعد براى توضيح بيشتر «مثالى»