يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠٨ - عهد الست؛ عهدشكنى آدم؛ تعهد ما!
/ ب
عهد الَسْت؛ عهدشكنى آدم؛ تعهُّد ما!
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَابَنِي آدَمَ أَنْ لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ؛
مگر من با شما عهد نكردم كه دنبال شيطان نرويد؟! مگر من شيطان را به شما نشناساندم؟! مگر نفهميديد و او را نشناختيد؟!
بنده در اينجا ميخواهم سؤالى را مطرح كنم:
عهد خدا با انسان، چه عهدى است؟
اين عهد، وجدان وفطرت است؟؛ عهدى است كه پيغمبرها آوردند؟
امّا ظاهراً آن عهدى كه براى تمام فرزندان آدم هست، همان عهدِ عالمِ الَسْت و «عالمِ ذرّ» است. اين عهد، عهدى است كه تمام فرزندان آدم در آن شركت دارند و بعيد به نظر مىرسد كه اين عهد، فقط همان وجدان، عقل و مانند آن باشد. گرچه اين موارد هم مواردِ حسّاسى است و خدا وجدان وفطرت انسان را حاكم بر خودش قرار داده؛ در خصوص فطرت فرموده:
فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا. [١]
اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده ...
و همچنين عقل انسان، در آيهى ٦٢ سوره ى يس مورد توجه است كه:
أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ؟؛ امّا آنچه از كلمهى «عهد» در زبان عربى فهميده مىشود، اين است كه عدّهاى نشسته باشند و با هم گفتوگويى كرده باشند و حرف و صحبتى در ميان باشد.
در آيههاى ١٧٢ و ١٧٣ سورهى اعراف مىخوانيم:
«وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ* أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ».
[١] -/ روم، ٣٠.