يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٨٦ - شغل جنتنشينان، ملالآور و جانكاه نيست/
پايينتر از خود شخص باشد؛ ولى به شفاعت آن شخص و براى رضايت دل او، خدا اينها را به عنوان ميهمان به آن درجات بالاتر مىبرد و به او ملحق مىگرداند؛ بدون اينكه در ازاى اين كار، از درجهى او چيزى بكاهد.
سؤال: مىگويند: بالايىها پايين مىآيند؛ ولى پايينىها، نمىتوانند بالا بروند.
جواب: مىگويم شايد! ولى به احتمال قوى، همين باشد؛ چون اگر ذريّهى مزبور، خود اهل بهشت باشد، اهل بهشت هستند و ديگر الحاق معنا نخواهد داشت.
سؤال: منظور از ذرّيه، كسانى هستند كه هنوز بالغ نشدهاند.
جواب: حالا ما تا اينجا عقلمان رسيده است.
سؤال: سؤال من در بارهى «صيحه» و «صور» است كه در آيههاى قبل در بارهى آنها صحبت شد. اگر در اين آيهها دقت كنيم، به اين نتيجه مىرسيم كه «صيحه» براى ميراندن و «صور» براى زنده كردن مىباشد.
استاد رحمانى: «صيحه» عمل صوُر است. هم در موقع ميراندن و هم در موقع زنده كردن، در «صور» دميده مىشود. بنابراين، «صور» فقط براى احيا نيست و ميراندن و زنده كردن، هر دو به وسيلهى «دميدن در صور» انجام مىگيرد.
/ ب
شغل جنّتنشينان، ملالآور و جانكاه نيست/
در آيهى شريفهى فى شُغُلٍ فَاكِهُون منظور از «شُغُل» چيست؟
به نظر مىرسد كه «شُغُل»-// ببا توجّه به پيشْپنداشتى كه از مشاغل دنيوى داريم/-/ امرى توأم با سختى و زحمت و اذيّت است؛ امّا منظور اين نيست.
در آيات ديگر قرآن مىخوانيم: