يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٦٠ - دقيقهى نودىهاى كرهى زمين!/
هستند! و آنقدر دير نوبتِ حيات به آنها افتاده است كه آخرين ساكنان كرهى خاك هستند!/
من احتمال مىدهم با توجّه به آيهى بعدى كه مىفرمايد: «وَ نُفِخَ فىِ الصُّورِ» كه همان نفخهى دوّم است، «مَا يَنْظُروُنَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً» مربوط به نفخهى اوّل باشد كه با آن صيحه همه مىميرند:
«فَصَعِقَ مَنْ فىِ السَّمَواتِ وَ مَنْ فىِ الْأَرضِ» [١]؛ همه مىميرند و كار تمام مىشود. وقتى مدّتى در قبر ماندند، با نفخهى دوّم از اجداث و قبرها بيرون مىآيند و مىگويند:
«مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا»؟
بنابر اين «وَ لَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ»، مربوط به نفخهى دوّم در قيامت نيست تا ما بگوييم چرا به «الى اهلِهِم» تعبير شده است. اين صيحه و نفخه، مربوط به اين دنياست؛ يعنى مىخواهد بميرد و به او فرصت نمىدهند كه پيش زن و بچّهاش برود.
يكى ازحاضرين: در نفخهى اوّل كه نفخهى «صَعْق» است، همه از وحشت و دهشت جان مىدهند. هر چه در آسمانها و زمين هست، آنچنان بغتةً و غفلةً و ناگهانى، مرگ به سراغ آنها مىآيد كه مهلت هيچ كارى را نخواهند داشت. بنابر اين، اين نفخه، مربوط به مرگ همگانىِ قبل از برپايى روز قيامت است.
آيت الله مدرّسى: غالب مفسّرين هم همين را مىگويند. در روايات
[١] -/ زمر، ٦٨: «وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّماوَاتِ وَ مَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَفِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُونَ»؛
(و در صور دميده مىشود! پس همهى كسانى كه در آسمانها و زمينند مىميرند؛ مگر كسانى كه خدا بخواهد. سپس بار ديگر در صور دميده مىشود. ناگهان همگى به پا مىخيزند و در انتظار حساب و جزا هستند.)