يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٤٣ - انسان اهل جدال و جدل است!
انسان اهل جدال و جدَل است!
از اين جمله هاى قرآن استفاده مىكنيم كه وقتى انسان به دندهى سماجت و جدل مىافتد، ديگر مشكلش حل نمىشود و/ ببراى هر حرف و منطقى، جوابى جفت و جور مىكند./ قرآن در وصف انسان كه ذاتاً ستيزهجوست، از اين تعابير استفاده مىكند:
«وَكَانَ الإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا». [١]
انسان بيش از هر چيز، به مجادله مىپردازد.
«خَلَقَ الإِنسَانَ مِنْ نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ». [٢]
انسان را از نطفهاى آفريده است ولى او بى آن كه انتظار مىرود، آشكارا با پروردگارش ستيزه جويى مىكند.
/ بآدمى بايد خود را وامدار خدا بداند و به همين اعتبار در برخورد با خلْق و خالق، فروتن و خاضع باشد؛ ولى به تصريح قرآن، اهل جدال و ستيزه جويى است.
در آيهى زير كه مربوط به قسمت مورد بحث از سورهى ياسين است، به وضوحْ بوى ستيزه جويى از زبان كفّار به مشام مىرسد:/
«وَ يَقُولُونَ مَتىَ هَذَا الْوَعْدُ انْ كُنْتُمْ صادِقينَ»/ نوزده
سپس در آيه ى ٤٩ مىفرمايد:
«مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ»
(امّا) جز اين انتظار نمىكشند كه يك صيحهى عظيم (آسمانى) آنها را فرا گيرد؛ در حالى كه مشغول جدال هستند.
كافران از مؤمنان مىپرسند: «/ بسپردهگزارى شما در بانك انفاق، كى
[١] -/ كهف، ٥٤.
[٢] -/ نحل، ٤.