يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩٧ - «نمىدانم!» خودش نيمى از دانايى است!
بلكه منظور اين است كه اينگونه نيست كه خورشيد در چند سال آينده خواهد ايستاد؛ بلكه سكون و استقرارش بعد از فروپاشى نظام آسمانها و زمين يعنى روز قيامت روى خواهد داد. [١]
«نمىدانم!» خودش نيمى از دانايى است!
بنده اشاره كردهام كه تفسير اهل بيت عليهم السلام از قرآن خيلى جاى دقت و تدبّر و اعمال نظر دارد. بايد با دقّت كامل كوشش كنيم تا اين تفسيرها را بفهميم.
نمىتوانيم به راحتى از كنار آنها بگذريم. به هر حال حدّاقل سه امام چنين مطلبى را فرمودهاند و حتماً در اينجا اشكالى در ذهن مفسّرين يا كسانى كه آيه را مىخواندهاند، به وجود آمده است و امامان اين اشكال را با اين بيان رفع كردهاند.
بنده عرض مىكنم: من هنوز آنچه را كه امامان معصوم عليهم السلام فرمودهاند، نفهميدهام!
در مقام حضرت زينب عليها السلام در سوريه، شبها بحث و گفتوگو داشتيم و در بارهى موضوعهاى مختلف پرسش و پاسخ صورت مىگرفت. آقايى از من سؤال كرد:
«شما در بارهى مسألهى شبيهسازى و رشد دادن يك سلّول براى تبديل شدن آن به يك موجود كامل چه مىگوييد؟» گفتم:
«نمىدانم!»
مگر وقتى انسان چيزى را نمىداند، بايد حتماً نظر دهد؟ خُب نمىدانيم و علم نداريم! از ما مىپرسند:
«رأى شما چيست؟» خُب در اين مسأله رأى نداريم!
انسان بايد اين شجاعت را داشته باشد كه وقتى مقابل حقيقتى كه خارج از
[١] -/ همان، ص ٤٢٤.