يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٥ - آيا جهان را يك تصادف كور به وجود آورده است؟!
خالقى كه او را خلق كرده، خودش نمىميرد.
در دعاى صباح از اميرالمؤمنين عليه السلام مىخوانيم:
فيامَنْ توحَّد بِالْعِزِّ وَ البقاء وَ قَهَرَ عِبادَهُ بِالْمَوتِ وَ الْفَناءِ.
اى كسى كه در عزّت و جاويدانى يكتاست و بر بندگانش با مرگ و نيستى غلبه نموده است.
اگر ديديم كسى افتاد، مىگوييم: سُبْحانَ الَّذى هُوَ عزيزٌ.
منزّه است خدايى كه بر همه چيز غالب است.
اين تسبيحات براى منزّه داشتن خدا از نقصهايى است كه در انسان و بقيّهى آفريدهها وجود دارد.
مطلبى را هم كه در بارهى «مِنْ» فرمودند كه «مِنْ»، ممكن است «نَشْوِيّه» باشد، يعنى مبدأ و منشأ و اصل خلقت زوجها را بيان كند، وممكن است «تفسيرى» باشد كه زوجها از جمله انسان، از مواد خاكى، نطفه و چيزى آسمانى و علوى خلق شدهاند.
سؤال: با توجّه به صحبتهاى جناب آقاى رحمانى كه فرمودند:
«كلمهى سبحان در جايى به كار مىرود كه امكان انكار قدرت خداوند در خصوص انجام كار عظيمى چون معراج پيامبر صلى الله عليه و آله است. بهتر است موارد گوناگون كاربرد اين كلمه و نيز همخانوادههاى آن بررسى شود تا معلوم شود اين كلمه در چه معناهايى به كار برده شده است.
يكى از حضّار: تنها يكى از معناهاى «سبحان» همانى است كه آقاى رحمانى گفتند. در موارد ديگر براى تنزيه به كار رفته است.
آقاى صحّت: ممكن است در آيهى «سُبْحانَ الَّذى اسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا».
كلمهى سبحان در همان معناى تسبيح به كار رفته باشد. خداوند نمىخواهد بفرمايد:
«ما عظمت داريم كه بندهى خود را به آسمانها بردهايم.» بلكه مىخواهد