المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦ - مبحث اجتماع امر و نهى
دارد، لذا وجهى ندارد كه بحث را ببعضى از آنها اختصاص دهيم.
مقدّمه پنجم [لزوم بحث در دو باب علم كلام]
در علم كلام حضرات دو بابى را عنوان كردهاند كه با اين بحث ارتباط كامل دارد و آنها عبارتند از:
١- باب تكليف بالمحال.
٢- باب التكليف المحال.
مقصود از « تكليف بالمحال» آنستكه، نفس تكليف استحالهاى نداشته باشد ولى متعلّق آن محال باشد، مانند: امر به انقاذ دو غريق در وقت واحد.
البتّه چنين تكليفى از نظر علماء اماميّه صحيح نيست، زيرا مستلزم تكليف ما لا يطاق مىباشد، ولى اشاعره اينگونه از تكليف را تجويز كردهاند، زيرا بعقيده ايشان حسن و قبح عقلى وجود ندارد.
و مراد از « التكليف المحال» آنستكه، نفس تكليف از مكلّف مستحيل باشد، مانند: تعلّق گرفتن ايجاب و تحريم بشئ واحد.
چنين تكليفى هم از نظر اماميّه و هم بعقيده اشاعره باطل و ممتنع است.
با توجّه باينمقدّمه مىگوئيم:
اگر باب اجتماع امر و نهى از مصاديق تكليف بالمحال باشد قيد مندوحه كه قائلين باجتماع براى رفع محذور و اشكال آوردهاند، نافع مىباشد، چه آنكه با وجود چنين شرط و قيدى امتثال امكانپذير است ولى اگر اين باب را از افراد التكليف المحال دانستيم بدون ترديد قيد مزبور بىفائده است.
توضيح
قائلين باجتماع امر و نهى گفتهاند:
محلّ كلام امر واحدى است كه باعتبارى مورد امر و از جهتى مورد نهى