المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨ - اجمال مخصّص و سرايت و عدم سرايتش به عام
آنكه مانع از اصل ظهور در عموم بگردد، پس نتيجتا بايد گفت: عام مخصّص در تمام موارد نسبت بباقى افراد حقيقت و حجّت مىباشد و مختار ما در اينمسئله همين است.
بحث چهارم اجمال مخصّص و سرايت و عدم سرايتش به عام
اگر خاص از نظر مفهوم مجمل بود مثل اينكه مفهوما مردّد بين اقل و اكثر باشد در صورت منفصل بودنش اجمال آن بعام سرايت نكرده و عام را مجمل نمىكند، لذا در موردى كه خاص جارى نيست بعام تمسّك مىكنند، مانند مثالى كه گذشت يعنى تمسّك به « اكرم العلماء» در مرتكب صغيره فقط.
و اگر مخصّص متّصل باشد اعم از آنكه اجمالش ناشى از دوران بين اقلّ و اكثر بوده و يا مردّد بين متباينين باشد اجمال آن بعام سرايت نموده و آنرا مجمل مىكند زيرا بقرينه مخصّص از ابتداء ظهورى بر آن منعقد نشده است.
امّا اگر خاص از نظر مصداق مجمل بود نه مفهوم مثل اينكه فردى مردّد بود بين اينكه از مصاديق خاص بوده يا در تحت عام داخل باشد چنانچه در دليل عام گفته باشند: اكرم العلماء.
و در دليل خاص بگويند: الّا الفساق منهم.
و فردى در خارج معلوم نباشد كه فاسق است يا عادل.
با توجّه باينكه مفهوم فاسق معلوم است مسلّما در مصداق مشكوك نميتوان بعام تمسّك كرد مشروط باينكه مخصّص متّصل باشد، زيرا براى عام ظهورى از ابتداء منعقد نشده است.
امّا اگر مخصّص منفصل بود تمسّك بعام در مصداق مشتبه مورد خلاف