المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢ - مختار مؤلّف در ثبوت و عدم ثبوت مفهوم در جملات شرطيه
ديگرى تخصيص ميدهيم و نتيجه اين ميشود كه شرط قصر نماز اجتماع دو چيز است:
١- خفاء اذان شهر.
٢- خفاء ديوارهاى شهر.
وجه دوّم [صرفنظر از مفهوم هر دو]
وجه دوّم آنستكه بگوئيم:
از مفهوم هردو صرفنظر مىكنيم؛ بنابراين، ممكن است غير از خفاء اذان و جدران امور ديگرى در قصر نماز دخيل باشند.
وجه سوّم [اطلاق شرط در هركدام مقيّد به ديگرى است]
وجه سوّم آنستكه بگوئيم:
اطلاق شرط در هركدام مقيّد به ديگرى است، پس در واقع خفاى اذان و جدران هردو بوده از اينرو اگر اجتماع هردو منتفى شود قصر نماز نيز منتفى مىگردد، اعم از آنكه هردو منتفى شده يا يكى از آندو بتنهائى مخفى شده و ديگرى آشكار باشد.
البتّه نتيجه اين وجه با نتيجه وجه اوّل يكى مىشود.
وجه چهارم [شرط، قدر مشترك بين دو خفاء مىباشد]
شرط امر واحدى است و آنقدر مشترك بين دو خفاء مىباشد و بعبارت ديگر:
شرط قصر خفاء مىباشد اعم از آنكه خفاى اذان بوده يا خفاى جدران باشد؛ بنابراين، هركدام كه در خارج تحقّق يابند نماز قصر مىشود.