المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨ - مبحث مقدمه واجب
آيا از وجوب ذو المقدّمه، وجوبى بآن ترشّح نموده (بنابر قول قائلين به تلازم) يا وجوب بآن ترشّح نمىكند (بنابر قول قائلين بعدم تلازم.)
و امّا خروج مقدّمة العلم از محلّ نزاع: جهتش آنستكه، اينقسم از مقدّمه بهعنوان ارشاد و احتياط واجب مىباشد و بديهى است كه اين سنخ وجوب در ذو المقدّمه نيست تا بگوئيم وجوبش از وجوب ذو المقدّمه حاصل شده است. و امّا خروج مقدّمه صحّت از محلّ نزاع: جهت آن اينستكه، اينقسم از مقدّمه در واقع مآل و مرجعش به همان مقدّمة الوجود است، زيرا در مبحث مقدّمه واجب صحبت در اينستكه، آيا مقدّمه چيزى كه شرعا واجب است وجوب دارد يا واجب نمىباشد و بديهى است واجب بايد صحيح باشد مضافا باينكه: مسمّا بمعناى كذا (مثل مسمّى بمعناى صلوة) مطلوب و واجب نيست تا مقدّمهاش مقدّمه صحّت باشد، بلكه منظور ذو المقدّمهاى است كه در خارج وجود پيدا كند قهرا مقدّمهاش به مقدّمة الوجود برميگردد.
بنابراين، همانطورى كه قبلا گفتيم، تنها مقدّمة الوجود محلّ نزاع است، كه پس از وجوب ذو المقدّمه محلّ كلام است كه آيا واجب بوده يا واجب نيست.
٤- مقدّمه مقارن و مقدّمه متقدّم و مقدّمه متأخّر
مقدّمه از نظر زمان وجودش نسبت به ذو المقدّمه بر سه قسم است:
١- مقدّمه مقارن.
٢- مقدّمه متقدّم.
٣- مقدّمه متأخّر.
مقدّمه متقدّم: آنستكه، وجودش با تمام اجزاء قبل از ذو المقدّمه باشد، مانند: وضوء نسبت به نماز.