المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦ - مبحث مقدمه واجب
مىباشد امّا قسم اوّل يعنى جزء بايد بگوئيم:
چون انضمام اجزاء بيكديگر همان تحقّق كلّ در خارج ميباشد لذا معنا ندارد كه بگوئيم بين وجوب اجزاء و وجوب كلّ تلازم است چه آنكه بين شىء و خودش بتلازم قائل شدن بىمعنا است.
٢- مقدّمه عقليه و مقدّمه شرعيه و مقدّمه عاديّه
مقدّمه باعتبار حكم حاكم بر مقدّميّتش بر سه قسم است:
١- مقدّمه عقليه.
٢- مقدّمه شرعيه.
٣- مقدّمه عاديه.
مقدّمه عقليه: آنستكه، عقل حكم كند به موقوف بودن ذو المقدّمه بر آن همچون علّت نسبت به معلول.
مقدّمه شرعيّه: آنستكه، شرع حكم كند به موقوف بودن ذو المقدّمه بر آن مانند: وضوء نسبت به نماز.
مقدّمه عاديّه: آنستكه، عرف حكم كند به موقوف بودن ذو المقدّمه بر آن نظير: قطع طريق نسبت به رسيدن به هدف و مقصد.
ناگفته نماند كه، مقدّمه عاديّه و شرعيّه را مىتوان به مقدّمه عقليّه ارجاع داد و در واقع جملگى را در تحت يك عنوان داخل كرد منتهى نام شرعى يا عادى باين اعتبار است كه مثال شرعى يا عادى است و الّا حاكم به توقف در تمام عقل مىباشد، مثلا اگر دانستيم كه شارع مقدّس صحّت نماز را مشروط به وضوء قرار داده عقل بعد از اطّلاع بر آن حكم مىكند كه وضوء در تحقّق نماز دخيل بوده و وجود نماز صحيح موقوف بآن است.