اساس الصرف، مشتمل بر امهات مسائل علم صرف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٩ - صرف امر غائب از ماده نصر
/ لتنصر/ بايد كمك كند يكزن غائب در زمان حال
مؤنث غائب/ لتنصرا/ بايد كمك كنند دو زن غائب در زمان حال
/ لينصرن/ بايد كمك كنند زنان غائب در زمان حال
متكلم وحده/ لانصر/ بايد كمك كنم در زمان حال
متكلم مع الغير/ لننصر/ بايد كمك كنيم در زمان حال
و امّا قانون در ساختن امر حاضر اينستكه آنرا از شش صيغه مخاطب فعل مضارع ميگيرند بدين ترتيب كه حرف مضارع تاء را از اوّل آن برداشته سپس مينگريم اگر بعد از آن متحرك بود بهمان حركت اكتفاء كرده فقط آخر آنرا جزم ميدهيم مانند صرّف كه امر حاضر است از ثلاثى مزيد باب تفعيل در اصل تصرّف بود خواستيم امر حاضر بناء كنيم تاء را كه از حرف مضارعه بود از اوّل آن برداشتيم و چون بعد از آن يعنى صاد متحرك بود فقط آخر آنرا جزم داديم صرّف شد.
و امّا اگر بعد از حرف مضارع ساكن بود در صورتيكه عين الفعل آن مكسور يا مفتوح باشد همزه مكسورهاى در ابتداء آن درآورده و آخرش را جزم ميدهيم مانند إعلم و إضرب كه در اصل تعلم و تضرب بودهاند و اگر عين الفعلش مضموم باشد همزه را مضموم مينمائيم مانند انصر كه در اصل تنصر بوده است.
تبصره: قانون بناء امر حاضر از مضارع مخاطب بنحويكه مرقوم شد اختصاص بامر از ثلاثى مجرد يا مزيد ندارد بلكه در تمام افعال چه ثلاثى مجرد و چه رباعى مجرد و چه رباعى مزيد جارى است.