اساس الصرف، مشتمل بر امهات مسائل علم صرف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٥ - صرف فعل ماضى از باب افعلال
در زمان حال و اين باب هم چون از نظر صرف صيغهها ساده و روشن بود لذا بجهت عدم تطويل از ذكر آنها صرف نظر نموديم.
بناء باب افعلّال اقشعرّ يقشعرّ اقشعرار
اقشعرّ- فعل ماضى است در اصل قشعر بود خواستيم از آن رباعى مزيد بنا كنيم همزه مكسوره در اوّلش درآورده و فاءالفعل آنرا ساكن كرده و عين الفعل را مفتوح و لام الفعل دوّم را مشدد نموديم اقشعرّ شد.
يقشعرّ- فعل مضارع است در اصل اقشعرّ بود خواستيم از آن مضارع بنا كنيم ياء مفتوحه در اولش درآورديم و آخرش را مضموم و ما قبل آنرا مكسور كرديم ياقشعرّ شد سپس قاعدهايكه در نظائرش جارى ميكرديم در اينجا كرديم يقشعرّ شد.
اقشعرر- امر حاضر است در اصل تاقشعرر بود خواستيم از آن امر حاضر بنا كنيم تاء را از اولش برداشته و چون ما بعد آن متحرك بود بهمان حركت اكتفاء كرده فقط آخرش را مجزوم نموديم اقشعرر شد و نيز دو وجه ديگر در آن جايز است.
١- اقشعرّ بادغام راء در راء و فتحه آخر.
٢- اقشعرّ بادغام راء در راء و كسره آخر.
صرف فعل ماضى از باب افعلّال
/ اقشعرّ/ لرزيد يك مرد غائب در زمان گذشته
مذكر غائب/ اقشعرّا/ لرزيدند دو مرد غائب در زمان گذشته
/ اقشعرّوا/ لرزيدند مردان غائب در زمان گذشته