اساس الصرف، مشتمل بر امهات مسائل علم صرف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣ - قواعد اسم منسوب
ششم- كلمه چهار حرفى بوده و ياء در مرتبه چهارم واقع شده و ما قبلش مكسور باشد مانند: قاضىّ و يتّقى (مخفّف يتّقى).
حكم اينكلمات در موقع نسبت اينستكه اگر حرف دوّم آنها متحرّك باشد مانند مثال دوّم ياء را حذف كرده و سپس ياء نسبت بآن ملحق مىكنند پس مثال مزبور يتّقى ميشود ولى اگر حرف دوّم آن ساكن باشد مانند مثال اوّل بين ارباب ادب اختلافست:
سيبويه و خليل قائل بوجوب حذف ياء شدهاند مانند صورت قبلى فلذا در مثال قاضي، قاضىّ گفتهاند.
ابن مالك و جماعتى ديگر هم حذف ياء را تجويز كرده و هم قلب آن بواو را صحيح دانستهاند منتهى قلب را از حذف بهتر و اولى دانستهاند پس در قاضى، قاضوىّ گفتهاند.
هفتم- كلمه پنج حرفى بوده و ياء در مرتبه پنجم واقع شود مانند: مقتدي حكم اينكلمات اينستكه موقع نسبت ياء حذف شده سپس ياء نسبت الحاق شود پس در مثال فوق اسم منسوب آن مقتدىّ ميشود.
٣- كلماتيكه در آخر آنها واو، ما قبل ساكن باشد در موقع الحاق ياء نسبت واو تغيير نميكند مانند: غزوه و عروه كه غزوىّ و عروىّ ميشود.
٤- كلماتيكه در آخر آنها ياء ما قبل ساكن باشد در موقع الحاق ياء نسبت به سه شرط ياء آن تغيير نميكند:
الف: حرف ساكن قبل از آن صحيح باشد.
ب: ياء در مرتبه سوّم از كلمه واقع شده باشد.
ج: در آخر آن تاء نباشد.
مانند ظبى كه ظبىّ ميشود.
و امّا كلماتيكه در آخر آنها تاء باشد بين علماء صرف اختلافست: