اساس الصرف، مشتمل بر امهات مسائل علم صرف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٥ - معانى باب افتعال
فعل باب تفعيل را مانند جنّبت زيدا عن الاثم فتجنّب (يعنى زيد را از گناه دور كردم پس او هم قبول كرد).
٥- براى دلالت كردن وقوع فعلى بتدريج مانند تجرّع زيد (يعنى زيد جرعه جرعه آب نوشيد).
٦- براى دلالت كردن بر طلب كار و عملى مانند تكبّر زيد (يعنى زيد طلب بزرگى و تفوّق كرد).
معناى باب انفعال
اين باب فقط براى مطاوعه آيد و لكن مطاوعه فعل فاعل دو باب:
١- مطاوعه فعل ثلاثى مجرّد مانند كسرت الكوز فانكسر (كوزه را شكستم پس قبول شكستن كرد).
٢- مطاوعه باب افعال مانند ازعجته فانزعج (از بيخ كندم آنرا پس قبول كنده شدن كرد).
معانى باب افتعال
اين باب براى چهار معنا ميآيد:
١- براى مطاوعه فعل فاعل ثلاثى مجرد مىآيد مانند غممته فاغتمّ منّى غمناك كردم او را پس غمگين شد.
٢- براى اتّخاذ مىآيد مثلا وقتى مىگوئيم اطّبخ الشى يعنى اتّخذه طبيخا (قرار داد فلان چيز را پخته شده).
٣- بمعناى باب تفاعل آيد مانند اجتوروا يعنى تجاوروا.
٤- براى دلالت كردن بر اجتهاد و سعى در تحصيل چيزى مىآيد مانند اكتسب زيد (يعنى سعى كرد در تحصيل و كسب).