اساس الصرف، مشتمل بر امهات مسائل علم صرف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٧ - صرف فعل مضارع از باب افعيلال
صرف فعل ماضى از باب افعيلال
/ احمارّ/ بسيار سرخ بود يك مرد غائب در زمان گذشته
مذكر غائب/ احمارّا/ بسيار سرخ بودند دو مرد غائب در زمان گذشته
/ احمارّوا/ بسيار سرخ بودند مردان غائب در زمان گذشته
/ احمارّت/ بسيار سرخ بود يك زن غائب در زمان گذشته
مؤنث غائب/ احمارّتا/ بسيار سرخ بودند دو زن غائب در زمان گذشته
/ احماررن/ بسيار سرخ بودند زنان غائب در زمان گذشته
/ احماررت/ بسيار سرخ بودى تو يك مرد حاضر در زمان گذشته
مذكر حاضر/ احماررتما/ بسيار سرخ بوديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته
/ احماررتم/ بسيار سرخ بوديد شما مردان حاضر در زمان گذشته
/ احماررت/ بسيار سرخ بودى تو يك زن حاضر در زمان گذشته
مؤنث حاضر/ احماررتما/ بسيار سرخ بوديد شما دوزن حاضر در زمان گذشته
/ احماررتنّ/ بسيار سرخ بوديد شما زنان حاضر در زمان گذشته
متكلّم وحده/ احماررت/ بسيار سرخ بودم من در زمان گذشته
متكلّم مع الغير/ احماررنا/ بسيار سرخ بوديم ما در زمان گذشته
صرف فعل مضارع از باب افعيلال
/ يحمارّ/ بسيار سرخ مىباشد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
مذكر غائب يحمارّان/ بسيار سرخ مىباشند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده
/ يحمارّون/ بسيار سرخ مىباشند مردان غائب در زمان حال يا آينده
/ تحمارّ/ بسيار سرخ مىباشد يك زن غائب در زمان حال يا آينده
مؤنث غائب/ تحمارّان/ بسيار سرخ مىباشند دو زن غائب در زمان حال يا آينده