اساس الصرف، مشتمل بر امهات مسائل علم صرف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٤ - معانى باب تفعل
مفاعله اينستكه در باب مفاعله يكى از دو نفر در لفظ فاعل بوده و ديگرى مفعول ولى در اينجا هر دو در لفظ اعراب فاعلى را دارند و دوّمى را در اين باب با واو عاطفه مىآورند مانند تضارب زيد و عمرو يعنى زيد و عمرو زد و خورد كردند.
٢- براى اظهار كردن چيزى كه واقعيّت ندارد مانند تمارض زيد (يعنى زيد خود را مريض نشان داد).
٣- براى مبالغه و تاكيد فعل ثلاثى مجرد آيد مانند توانيت يعنى البته البته سستى و كاهلى كردم.
٤- براى دلالت كردن بر مطاوعه مىآيد و معناى مطاوعه اينستكه فاعل فعل در اين باب قبول مىكند اثر فعل فاعل ديگر را مانند باعدته فتباعد يعنى او را دور كردم او هم قبول دورى كرد.
معانى باب تفعّل
اين باب براى شش معنا مىآيد.
١- براى اينكه دلالت كند فاعل فعل در اين باب اثر فاعل فعل ثلاثى مجرد را قبول مىكند مانند كسرت الكوز فتكسّر (يعنى كوزه را شكستم پس كوزه قبول شكستن نمود).
٢- براى دلالت كردن بر وقوع فعلى از روى تكلّف و زحمت و بعبارت ديگر اظهار فعلى كه در حقيقت دارنده آن نيست مانند تحلّم يعنى (حلم و صبر را بخود ظاهر كرد).
٣- براى دلالت كردن بر گرفتن چيزى مانند توسّد زيد حجرا (يعنى زيد سنگ را براى خود بالش گرفت).
٤- براى دلالت كردن بر قبول كردن فاعل فعل در اين باب اثر فاعل