اساس الصرف، مشتمل بر امهات مسائل علم صرف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٣ - معانى باب تفاعل
چنانچه قبلا گفته شد مانند جلّدت الشاه يعنى پوست و جلد گوسفند را سلب كردم.
٤- براى دلالت بر صيروره (انتقال از حالى بحالى) آيد مانند عجّزت المراه يعنى زن عجوزه گرديد.
معانى باب مفاعله
اين باب براى پنج معنا مىآيد:
١- براى دلالت بر وقوع فعل مشتركا بين دو نفر مثلا وقتى مىگوئيم ضرب زيد عمرا يعنى زيد عمرو را زد پس زيد فقط زننده است و عمر خورنده ولى وقتى گفتيم ضارب زيد عمرا يعنى زيد با عمر زد و خورد كردند پس زننده و خورنده بودن مشترك است بين هردو.
٢- براى متعدى كردن فعل لازم مىآيد مانند جالست زيدا يعنى با زيد نشست و برخاست كردم.
٣- براى دلالت بر كثرت وقوع فعل از فاعل مانند باب تفعيل چون ناعمه اللّه يعنى زياد كرد خداوند تعالى نعمتهاى او را.
٤- براى دلالت بر مبالغه و تاكيد فعل ثلاثى مجرد مانند سافرت يعنى البتّه البته مسافرت كردم.
٥- براى دلالت كردن بر قرار دادن مفعول اين باب را واجد مصدر ثلاثى مجرد مانند عافاك اللّه يعنى خداوند ترا صاحب عافيه قرار دهد.
معانى باب تفاعل
اين باب براى چهار معنا مىآيد:
١- براى دلالت بر وقوع فعلى مشتركا بين دو نفر و فرقش با باب