اساس الصرف، مشتمل بر امهات مسائل علم صرف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦ - قواعد اسم منسوب
از حرف علّه باشد و بحرف صحيح بدل نشده باشد موقع نسبت محذوف بايد برگردد مانند شاة و ذو كه شاهىّ و ذو وىّ ميشوند.
٨- جميع اقسام مركب مركب اضافى، اسنادى، وصفى، مزجى در موقع نسبت جزء اوّل آنها را منسوب مىكنند.
پس در مثالهاى غلام زيد و تابّط شرّا و الحيوان النّاطق و خمسة عشر غلامىّ و تابطىّ و الحيوانىّ و خمسىّ ميگويند.
٩- كلماتيكه داراى معناى جمع هستند اگر از قبيل اسم جمع باشند در موقع الحاق ياء نسبت همان لفظ را منسوب مىكنند.
پس در مثالهاى: تمر و نفر و رهط، تمرىّ و نفرىّ و رهطىّ ميگويند.
و اگر لفظ جمع باشد كه داراى مفرد است در صورتيكه مفرد آن بر خلاف قياس و قاعده باشد مشهور بين علماء صرف اينستكه ياء نسبت را بهمان لفظ جمع ملحق ميكنند پس در مثالهاى محاسن و مذاكير و مشابه محاسنىّ و مذاكيرىّ و مشابهىّ ميگويند.
و بعضى گفتهاند: ياء بمفرد آنها وصل ميشود يعنى حسنىّ و ذكرىّ و شبهىّ بايد گفت.
ولى اگر لفظ جمع مفردش قياسى و بر طبق قاعده باشد ياء را بمفرد آن متّصل ميكنند مانند كتب كه كتابي ميشود.
١٠- بعضى از كلمات هستند كه معناى نسبت در آنها هست بدون اينكه ياء نسبت داشته باشند مانند وزن فعّال و فاعل چون بقّال (فروشنده سبزى يعنى كسيكه باين حرفه منسوب باشد) و نابل (كسيكه منسوبست به صنعت نبل يعنى تراشيدن تير).