اساس الصرف، مشتمل بر امهات مسائل علم صرف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٣ - روم و احكام آن
چه حركاتى اعرابى (يعنى رفع، نصب، جرّ) و چه بنائى (يعنى ضمّ و فتح و كسر).
و علامت آن خط تيرهاى است كه در مقابل كلمه موقوف باين شكل (-) مىگذارند همچون وقف بر جاء زيد كه اينطور مينويسند جاء زيد-.
و در وجه تسميه آن گفتهاند: روم از رام- يروم بمعناى قصد- يقصد است و چون در اين قسم از وقف حين اقساط و وقف حركت را قصد دارند باين جهت آنرا باين نام موسوم نمودهاند.
و امّا احكام آن:
براى اين قسم نيز احكامى است كه ذيلا بيان ميشود:
الف: در صورتيكه آخر كلمه ساكن باشد چه بسا در حال وصل حرف ساكن را حذف نموده و حرف قبلش رابحالت حركت باقى گذاشته و بر همان حركت وقف روم مىنمايند مانند قاضى كه در حال وصل ياء ساكنه را حذف نموده و آنرا با كسره ضاد در حال وصل قرائت مىكنند و در حال وقف نيز بهمان كسره اكتفاء كرده منتهى براى مشخّص بودن حالت وقف از وصل خط تيره مقابلش مىگذارند و مثلا مىگويند جاء قاض-.
ب: در صورتيكه كلمهاى تنوين نصب داشته باشد همچون رايت زيدا و نصرت رجلا باتّفاق تمام علماء اين علم وقف روم در آن جايز نيست مگر طبق لغت قبيله ربيعه كه آن نيز لغت شاذ و قليلى ميباشد و ايشان در غالب موارد تنوين را حذف و حركت فتح را باقى مىگذارند.
ج: اگر كلمهاى در آخرش فتحه باشد اعم از اينكه فتحه نصبى بوده يا فتحه جرّى كه در كلمات غير منصرف در حال جرّ پيدا مىشود مانند مررت باحمد بين فرّاء و ديگران اختلاف است وى مىگويد:
فتحه چون اجزائى نداشته و بسيط ميباشد لاجرم خود خفيف و