اساس الصرف، مشتمل بر امهات مسائل علم صرف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٩ - نهى - نفى - جحد - استفهام
مىنمايند بعلاوه اينكه معناى مضارع را بماضى نزديكى نقل ميدهند مانند فرمايش خداوند تبارك و تعالى لم يلد و لم يولد.
فعل استفهام- آنستكه دلالت كند بر سوال از واقع شدن كارى و علامت آن هل يا ا ميباشد كه بر سر فعل مضارع يا ماضى داخل ميشود.
البته ناگفته نماند كه استفهام از مختصات فعل نيست چه آنكه همزه يا هل بر سر غير فعل هم داخل ميشوند و ليكن چون صحبت از اقسام فعل شد براى استيفاى اقسام استفهام را هم در اينجا استطرادا و بالمناسبه ذكر كرديم.
تبصره: يك قسم ديگر از فعل هست كه علماء صرف آنرا صريحا در كتب اسم نبردهاند و آن عبارتست از فعليكه در فارسى بآن ماضى استمرارى مىگويند كه دلالت مىكند بر استمرار وقوع فعلى يا عدم وقوع آن در زمان گذشته و در عربى براى ساختن آن از ماده كان استفاده كرده باين ترتيب كه آنرا بر سر فعل مضارع مقصود داخل مىكنند و هر دو را صرف مىنمايند مثلا اگر كسى بخواهد بگويد كه من زيد را در زمان گذشته پيوسته مىزدم بايد بگويد كنت اضرب زيدا و براى تسهيل فهم هر چهارده صيغه را از همين مادّه ذيلا صرف مىكنيم:
/ كان يضرب زيد عمرا/ پيوسته ميزد زيد عمرو را در زمان گذشته
مذكر غائب/ كانا يضربان عمرا/ پيوسته ميزدند آندو مرد عمرو را در زمان گذشته
/ كانوا يضربون عمرا/ پيوسته ميزدند آنگروه مردان عمرو را در زمان گذشته
/ كانت تضرب هند عمرا/ پيوسته ميزد هند عمرو را در زمان گذشته