اساس الصرف، مشتمل بر امهات مسائل علم صرف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٨ - صرف فعل مضارع مجهول از باب افعيلال
/ ليحمرّ بهما/ بايد سرخ بشوند دو مرد در زمان حال
/ ليحمرّ بهم/ بايد سرخ بشوند مردان در زمان حال
صرف امر بصيغه از باب افعلال
/ لتحمرّ به/ سرخ بشو اى مرد در زمان حال
/ لتحمرّ بهما/ سرخ بشويد شما دو مرد در زمان حال
/ لتحمرّ بهم/ سرخ بشويد شما مردان در زمان حال
صرف فعل ماضى مجهول از باب افعيلال
/ احمورّ به/ بسيار سرخ شد يك مرد در زمان گذشته
/ احمورّ بهما/ بسيار سرخ شدند دو مرد در زمان گذشته
/ احمورّ بهم/ بسيار سرخ شدند مردان در زمان گذشته
صرف فعل مضارع مجهول از باب افعيلال
/ يحمارّ به/ بسيار سرخ ميشود يك مرد در زمان حال يا آينده
/ يحمارّ بهما/ بسيار سرخ ميشوند دو مرد در زمان حال يا آينده
/ يحمارّ بهم/ بسيار سرخ ميشوند مردان در زمان حال يا آينده
تذكار- احمورّ- در اصل احمارّ بود خواستيم آنرا مجهول كنيم همزه و ميم را مضموم كرديم و ماقبل آخر را مكسور الف بواسطه مضموم بودن ماقبل به واو مبدّل شد احمورّ شد.