صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٧
فشار ملت ایران تحقق پیدا بکند. ملت ایران اگر مىخواست که صلح آمریکایى بکند، همان اول از آمریکا جدا نمىشد و قطع روابط نمىکرد و دستش را از ایران کوتاه نمىکرد و جاسوسان او را بیرون نمىکرد و امروز هم اگر دستش را به صلح آمریکایى دراز کند، صدام و امثال صدام کنار مىروند، لکن مستشارهاى آمریکایى وارد معرکه مىشوند. ما نمىتوانیم صلحى را بپذیریم که طرح آمریکایى دارد و صدام نمىتواند بپذیرد آن چیزهائى را که ما مىخواهیم. کسى که ابتدائاً براى اینکه سردار قادسیه باشد تصریح کرد که من به کشورى که مجوس هستند دارم حمله مىکنم و کشور ایران را مجوسى خواند و حمله خودش را حمله سردار قادسیه خواند و هیچ اعتقاد به اسلام و اخلاقیات اسلام نداشت، امروز هم در رادیو و هم در صحبتها او دم از اسلام مىزند.
حالا که بیچاره شده است از اسلام دم مىزند و اگر مهلت داده بشود به این خبیث، آن روزى که مهلت پیدا بکند و تجهیز قوا بکند بدتر از اول به سرزمین شما حمله مىکند. باید امروز که بحمدالله قدرت در دست شما ارتشىها و سپاهىها و بسیجىها و عشایر هست، این قدرت را حفظ کنید و این وحدت را حفظ کنید و به پیش بروید که خدا با شماست و امیدوارم که با زحمت و تلاش پیگیر شما تمام این توطئهها از بین برود و ایران استقلال خودش را حفظ کند و آزادى خودش را حفظ کند. آنهایى که از ما مىخواهند که با صدام صلح کنیم و به جنگ ادامه ندهیم، آنها - جنگ آمریکایى - صلح آمریکایى مىخواهند. بعضى از آنها سر تا قدمشان آمریکایى است و از عمال شاه سابق بودهاند و حالا اسلامى شدهاند و براى وطنشان و براى حفظ خون مردم وطنشان (و براى حفظ خون مردم وطنشان) ناله مىکنند و اشک تمساح مىریزند و انشاءالله شما و سایر قواى مسلح به کار خودتان با قدرت، با اعتماد به خداى تبارک و تعالى ادامه بدهید و حفظ کنید کشور خودتان را از اینکه دستهاى قدرتهاى فاسد در اینجا باز بشود و من امیدوارم که دیگر نتوانند اینها یک همچو تخیلى را بوجود بیاورند و عملى کنند. البته آنها طمع دارند باز طمعشان نبریده است. آنها هم پیشنهاد مىکنند که باید صلح بشود، لکن صلحى که آنها مىخواهند صلح آمریکایى مىخواهند و ما صلح اسلامى مىخواهیم. ما مىخواهیم آن کسى که تعدى کرده است به مسلمانها و آن اشخاصى که خون مسلمانها را در بلاد ما و بلاد خودش ریخته است و علماى اسلام را در بلاد خودش شهید کرده است، ما مىخواهیم به حکم اسلام از او انتقام بگیریم، ما مىخواهیم قصاص کنیم، ما مىخواهیم دست او را قطع کنیم و ما مىخواهیم که این حزب منحوس و این حزب عفلقى از بین برود و کشور عراق به دست خود عراقىها، به دست مردم و ملت خود عراق اداره بشود، نه به دست دیگران و امثال صدام که تمام حیثیت عراق را، حیثیت نظامى عراق را، حیثیت ملى عراق را زیر پا گذاشته است و تمام ذخیره عراق را براى نفهمى به باد فنا داده است که امروز مفلس شده است و طلاها و جواهرات زنهاى مردم را مامورین مىروند و به زور مىگیرند و یک دسته از خودشان هم نمایش مىدهند که صف کشیدهاند براى اینکه ذخیرههاى خودشان را بدهند، با اینکه با زور دارد از ملت خودش طلاها را مىگیرد و در کویت و در غیرکویت به فروش مىرساند براى اصلاح حال خودش و یا براى پر کردن جیب خودش و دیگران. یک همچو موجودى نباید دیگر در دنیا باقى بماند و