صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٣
کرد، استالین آن کرد، اینها هم دارند این را مىکنند. آن ادعا و آن عمل. وقتى مىآئیم سراغ خودمان، خودمان هم همین. مسلمین هم در عین حالى که همه سران دول اسلامى ادعاى اسلامیت مىکنند، ادعاى پیروى از پیغمبر اسلام مىکنند، در عین حال مىبینید که هیچ شباهتى ما بین سران آنها با اسلام، هیچ شباهتى نیست، هیچ ارتباطى نیست. ادعا زیاد است، ادعاها هست ما پیرویم ولى پیروى در مقام عمل. سیره پیغمبر چى بوده است، سیره شماها چى است؟ پیغمبر در بین بشر چه جور زندگى کرده است، شما در بین بشر چه جور زندگى مىکنید؟ پیغمبر با مردم مظلوم چه جور بوده، شما با مردم مظلوم چه هستید؟ پیغمبر با طاغوتها چه جور بوده و شما علاوه بر اینکه خودتان طاغوتچه هستید با طاغوتها چطور هستید؟ پیغمبر با مستضعفین عالم چه وضع داشته و شما چه وضع دارید؟ پیغمبر وضع زندگى ظاهریش چى بوده و شما چه هستید و چه دارید؟ مجرد اینکه من بگویم من تابعم که درست نمىشود مطلب. سران دولتهاى اسلام همه اینطور هستند.
پیغمبر مىگوید مسلمین با هم مجتمع باشید، شما متفرق مىکنید. قرآن مىگوید واعتصموا بحبل الله جمیعا شما چسبیدید به حبل آمریکا و شوروى. ادعاها زیاد است. من نمىگویم که ماها که حالا در ایران هستیم ما هم تابع هستیم به آن معنا، ما ادعامان این است که میل داریم تابع بشویم، در خط این هستیم که تبعیت بکنیم. شما که مىگویید تابع هستید، که، قرآن خدا مىگوید که با اینها یک طور نباشید والذین کفروا اولیائهم الطاغوت خوب، شما اولیاءتان کى هست الان؟ با کى ارتباط دارید الان؟ خوب، یک دسته با آن طرف ارتباط دارید، یک دسته با آن طرف، ایران هم که مىخواهد با هیچ کس نباشد، شما به فشارش مىگذارید، فشار به اینکه چرا آن طرف نیست یا چرا آن طرف نیستى.
ما نمىخواهیم بیائیم ممالک شما را بگیریم، لکن مدافع از حق خودمان هستیم
آن روزى که خداى نخواسته ایران هم بغلطد در یک طرفى، مسائل حل است، تمام است. ایران گناهش چى هست که از آن ور صدام هجوم مىکند آنطورى و آنطور جنایات را بر او وارد مىکند و او تودهنى مىخورد، بعدها مىخواهد یک راه دیگرى پیدا بشود. تا آنوقتى که هجوم مىکرد و مىگفت که این مجوسىها را ما مىخواهیم چه بکنیم، ما همه مجوسى بودیم، همه ایران جزو مجوس بودند، همه فارس زبانها یعنى مجوس. تا آنوقتى که قدرت داشت اینطور بود، آن روزى که برگشت و تودهنى خورد از مسلمین ایران، از آن روز شروع کرد به اینکه ما همه مسلمانیم، چرا با هم دعوا بکنیم؟ آخر شما آن صفحه صحبت هایشان را پهلوى هم بگذارید، آن روز مىگوید ما مىخواهیم، مجوس است اینها مجوس هستند، چه، ما مىخواهیم برویم چه بکنیم، بگیریم اینجاها را چه بکنیم این عربستان، عربستان است باید ما بیائیم چه بکنیم، براى عربستان اسم مىگذارند و نمىدانم اهواز را با حاى حطى مىنویسند و اینها. آن روزى که هجوم مىکنند آن حرف را مىزنند امروزى که تودهنى خوردهاند براى اینکه فرصت پیدا بکنند دوباره هجوم کنند، ادعا مىکنند که آقا ما صلح طلبیم، هى صلح، صلح، صلح. و این مجامع عمومى نمىآیند بنشینند بگویند که آقا توئى که مىگوئى که صلح، چرا